روزی شاهی قصد کرد وزیرش رو تبعید کنه. از وزیرش پرسید: دوست داری کجا تبعیدت کنم؟ وزیر گفت: یه جای نا آباد! شاه هرچی فکر کرد دید وزیرش تمام مملکت آباد کرده و از حکمش منصرف شد.
حالا احمدی نژاد چهار ساله مدام تو صفر استانی بوده و تو هر سفر ده ها وعده به مردم می ده و تمام صندوق مملکت رو ریخته تو شکم مردم و بدین ترتیب تبدیل به تنوین فتحه ( ْ ) کرده بازم تبلیغ می خواد.
روزنامه کیهان بعد اینهمه سر و صدا به میر حسین میگه نامزد احتمالی بازم تبلیغ می خواد.
تلویزیون بعد از مدتها خفگی داره تازه راه گلوش باز می شه از انتخابات میگه بازم تبلیغ می خواد.
سپاه کاشان (اینو من دقیق می دونم بقیش و خدا می دونه) بعد مدرسه دبیرستانیا رو می بره ارشاد (خودشون اینجوری میگن) بازم تبلیغ می خوان.
وزارت ارشاد نوشتن از حقیقت ماجرای ژنو را ممنوع می کنه بازم تبلیغ می خواد.
مستراح رفتن (نتیجه همه کاراش مثل اینجا رفتنه)طرف رو تعبیر به معجزه می کنن بازم تبلیغ می خواد.
فاطمه رجبی فقط مونده جزوه احکام این آقا رو (بعنوان کاتب وحی) تکثیر کنه بازم تبلیغ می خواد.
طرف بدون همانگی با رهبر نام می ده به اوباما بعد گندش رو در نمیارن بازم تبلیغ می خواد.
و... بازم تبلیغ می خواد.
خطاب به رایحه خوش خدمت: هرچه می تونید توان و نیروتون رو جمع کنید و هر چه می تونید غیر خدا شاهد بیارید و هر چه می تونید حق رو کتمان کنید به خواست خدا ما پیروزیم چون سنت الهی است جاء الحق و زهق الباطل. ان الباطل کان زهوقا
وعدهی افشای لیست مفسدان اقتصاد*اینچنین سُرنا زدن البته از دمِّ گشاد
ابتداً مشکلی از بهر مدُّ موی نیست*انتهاً امنیت در پرده گشت رَشاد
آنقدر ساطع شده انوار ايمان هر كجا*روز و شب واحد شدند تغيير ساعت وافتاد
واقعاً از بس که پر شد سفرهها از نفتُها*معدهها گشته خراب و رودهها افتاده باد
روز اول تا به آخر دائماً اندر سفر*اينچنين گفتندُ هر روز شما نوروز باد
از عجايب اينكه همچون پادگان ستّاره دار*هر كه از اوضاع در دانشگه ما كرده داد
فحش و زندان هم ردیفند در پلی تکنیک ما*منتهی این در کلمبیا همه معجزّه باد
هر که او باور ندارد حاله نور و معجزات*یا نخواهد درک حق یا اینکه او دارد عناد
از غنی سازی چه گویم چون غنی شد روسیه*چین ما چین شد از این لجبازی ما شادِ شاد
هیچُ نامانده به جز مخروبهای از صادرات*کاخ نفتین رنگ ما از واردات آباد باد
همچنان اندر مهار این تورم ماندهایم*منتهی آمارُها از ارتقای اقتصاد
من ندانستم که از خامی بُده یا پختگی*إن شاء الله خاک باد این روزگاران خاک باد
آری معجزه است این همه هزینه از بیت المال به باد دادن. معجزه است آب به آسیاب اسرائیل ریختن. معجزه است بی ثمر نمودن خونهای ریخته شده در غزه. آری معجزه است.
ديروز در گمان
امروز بي خبر
فردا به خاطره
ديروز شور و شوق
امروز انتظار
فردا به خواب جان!
ديروز پر صدا
امروز پچ پچي
فردا سكوت مرگ
ديروز دوان دوان
امروز قدم زنان
فردا فتاده بر زمين
ديروز اقتصاد
امروز فكر نان
فردا گرسنگي
ديروز انقلاب
امروز اختناق
فردا منم به خاك
مشتي زِ گِلُ و مشتي هم از راز
كاخر به كجا چگونه پرواز
اين تويي كه ابليس نوشتي
وين تويي كه يك گوشه نشستي
از كار تو اين همه خداي جسام
آورده پديد و آفريده اوهام
دانم كه همه ارادهي توست
اين را به همه شيء توان جُست
اين دايره اختيار فاعل
بربست شعاع، هر چه حاصل
چون دايره ات به چشم ما ناقص است
چون با چه توان ره خروج از آن بست
اما اطلاعات عظیم الشرح! اگه قصد داره جنبش و بِزنه که ایول تا الان خوب زده و اگه می خواد هدایتش کنه باید بگم گند زده، چون همون طور که گفتم یه عده بچه رو پفک می کنه و یه عده کم مطالعه (خیلی راغب نیستم بگم بی مطالعه) این پفکا را ستایش می کنن و دنبالشون راه میافتن.